اسكندر بيگ تركمان
698
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
جنود مسعود صدمات مخالفان را با فروختن آتش پيكار دفع كرده چون كوه وقار پاى مردانگى قايم كردند از دود تفنگ عالم روشن تيرگى يافت . شعر تفكها اندر آن صحراى خونخوار * شرار افشان همه چون شعلهء نار ز بس دود تفك بر آسمان شد * رخ خورشيد در ظلمت نهان شد قرچقاى بيك كس نزد اللّه ويرديخان فرستاده اعلام كرد كه روميان چيره شده آهنگ محاربه ساز دادهاند و اگر اندك تهاونى رود بهيئت مجموعى جلو ريز بر سر قزلباش تاخته كمين را اميد نجات نيست ملك على بيك جارچى باشى نيز كه از جانب اشرف اعلى بجهة تحقيق حال آمده بود برأى العين مشاهدهء احوال معركه كرده آنچه ديده بود بعرض اشرف رسانيد . چون حقيقت حال و خيرگى و غلبهء مخالفان خذلان مآل بر ضمير الهام پذير پرتو ظهور انداخت بمقتضاى غيرت جبلى دفع شر اعدا را وجهه همت ساخته با صفوف اقبال و اعلام ظفر در حركت آمدند و مسرعى نزد اللّه ويرديخان و امراء فرستادند كه آهسته آهسته پيشتر روند و چرخچيان جنود اقبال را آگاه سازند كه مردانه بوده فرصت بدشمن ندهند كه اينك موكب همايون در حركت آمده متعاقب رايات ظفر پيكر شاهى سايهء وصول بر ساحت معركه نبرد مىاندازد و ملك على بيك جارچى - باشى را بار ديگر نزد قرچقاى بيك فرستادند كه او را از توجه موكب شاهنشاهى و نزديك رسيدن قول همايون مطلع گردانيده سرگرم بادهء نبرد گرداند و چون مشاهده ميشد كه فوج فوج و آلاى آلاى جنود روميه از اردوى سردار بيرون آمده متوجه معركهء قتال ميشدند رأى صوابنماى اشرف اقتضاى آن كرد كه جمعى از مبارزان رزم آزماى را از جانب دست چپ همايون قريب باردوى روميان فرستند كه در ما بين طرح جنگ اندازند كه از دو طرف معركه رزم گرم گرديده جمعى از جنود روميه متوجه محاربه ايشان گشته غلبه و هجوم عسكر روم از يكطرف نباشد بدينجهت عليقلى خان ديوان بيكى باشى شاملو را كه قشون آراسته داشت با جمعى از قورچيان شاملو كه در دست راست مقام دارند روانهء آنطرف فرمودند كه بمقتضاى عقل و دانش عمل نموده لوازم مردانگى بظهور آورد و الله - قلى بيك قورچى باشى قاجار را نيز فرستادند كه بقشون خود كه پيشتر فرستاده شده بود ملحق گشته باتفاق عليقلى خان بمصلحت دولت عمل نمايند . چون نسيم اقبال از آن طرف رايحهء ظفر بمشام دولتخواهان ميرسانيد حضرت اعلى بالهام ملهم غيبى توجه تام در آن ماده فرموده طبقهء عليه شاملو را عموما با مقرب الحضرة [ 489 ] محمد بيك بيگدلى كه از عظماء طايفهء جليلهء شاملو است با چند كره ناى رعد آواى و فوجى از جنود دست راست بكومك عليقلى خان بدان طرف ارسال نمودند و فوجى ديگر از افواج قاهره بمدد و كومك قرچقاى بيك و امراى چرخچى مأمور ساخته دفعه دفعه لشكرهاى دست راست و دست چپ را با آئين شايسته متعاقب يكديگر فرستاده همه طرف را تازه بتازه به قدر مقدور بارسال كومك و فرستادن مبارزان نصرت بزك كه در ظل لواى فلك فرسا بودند استحكام دادند راقم حروف كه ملازم ركاب اشرف بود از شيوهء تكلف و سخن پردازى كه مورخان بلاغت شعار باقلام طبع آزمائى بر صحيفهء مقصود مينگارند و خالى از حقيقت نفس الامر است قطع نظر كرده ميگويد كه در آن روز حضرت اعلى شاهى ظل -